نگاهی گذرا به همه پهلوانان ایران
بدون تردید پهلوانان واقعی شهیدان سرفراز این دیار هستند که حماسه آفرینی آنها در جبهه های حق علیه باطل غیر قابل انکار است . رزمنده های زمان جنگ تحمیلی بخوبی بیاد دارند که که چگونه عراقی ها وقتی نام شیر بچه های خط شکن لشکر 25 کربلا را می شنیدند پا به فرار می گذاشتند وبطور وحشتناک از دلاوران مازندرانی هراس داشتند...
کد خبر: ۳۵۵۹۰۰
تاریخ انتشار: ۱۷ دی ۱۳۹۵ - ۱۹:۲۰ 06 January 2017
به گزارش تابناک مازندران، امروز جمعه 17 دی سالگرد در گذشت جهان پهلوان تختی است ، لقب «جهان‌پهلوان»، کشتی‌گیر ایرانی و در فرهنگ ورزشی ایران، به اعتقاد خیلی ها نماد پهلوانی است ، تختی یکی از سه کشتی‌گیر ایرانی (در کنار امام‌علی حبیبی و عبدالله موحد دو پهلوان مازندرانی) است که عکس آنها در تالار افتخارات فیلا نصب شده است.
 
به خاطر همین همه ساله در این روز همیشه، ورزشی‌ها راهی ابن‌بابویه می شوند تا ‌سالگرد مردی را بر مزارش گرامی بدارند.
 
پهلوان امامعلی حبیبی و تختی
پهلوانان دیار مازندران از آرش کمانگیر تا حسن یزدانی
به همین بهانه تصمیم گرفتیم مروری داشته باشیم به پهلوانان دیار مازندران که به شکر خدا پهلوانان زیادی در این خطه جولان دادند . بدون تردید پهلوانان واقعی شهیدان سرفراز این دیار هستند که حماسه آفرینی آنها در جبهه های حق علیه باطل غیر قابل انکار است . رزمنده های زمان جنگ تحمیلی بخوبی بیاد دارند که که چگونه عراقی ها وقتی نام شیر بچه های خط شکن لشکر 25 کربلا را می شنیدند پا به فرار می گذاشتند وبطور وحشتناک از دلاوران مازندرانی هراس داشتند...
 
بی تردید اگر بخواهیم استانی  را از لحاظ شرایط مختلف به ویژه جغرافیا و منابع طبیعی مورد بررسی قرار دهیم ناخودآگاه استان مازندران جایگاهی برجسته دارد. این منطقه به گواه دیرینه شناسان یکی از قدیمی ترین سکونتگاه های بشر بوده و در دوره های مهم تاریخی و آثاری مانند شاهنامه بارها از آن یاد شده است.

مازندران نزدیک به 24 هزار کیلومتر مساحت دارد و از این استان بعنوان زیباترین استان کشور یاد می شود .

امامعلی حبیبی پهلوان مازندرانی  اولین برنده مدال طلای تاریخ ایران در المپیک است که در سال ۱۹۵۶ ملبورن در کشتی آزاددر وزن 67 کیلو است. در ضمن اولین مدال آور ایران پس از انقلاب هم اهل مازندران است ، عسگری محمدیان (متولد 1341 ساری) صاحب اولین مدال ورزش ایران بعد از انقلاب و پس از دوازده سال در المپیک 1988سئول در وزن 57 کیلوگرم کشتی آزاد است.
 
پهلوان عبدالله موحد
پهلوانان دیار مازندران از آرش کمانگیر تا حسن یزدانی
 
همچنین عبدالله موحد ((متولد  ۲۹ اسفند ۱۳۱۸ در بابلسر) کشتی‌گیر سابق کشتی آزاد میان‌وزن است. وی با ۶ مدال طلای جهان و المپیک در فهرست مشاهیر کشتی ایران به همراه غلامرضا تختی در رتبه اول و در تالار افتخارات فیلا در جایگاه یازدهم جهان قرار دارد.
 
درتاریخ المپیک 18 مدال خوشرنگ طلا در کارنامه ایران ثبت شده است که توسط 16 ورزشکار به دست آمده است(رضازاده و ساعی دوبار قهرمان المپیک شدند) جالب این که ازجمع این 16 ورزشکار نام 6 ورزشکار مازندرانی دیده می شود :

1- امامعلی حبیبی در المپیک سال ۱۹۵۶ ملبورن در کشتی آزاددر وزن 67 کیلو  
2- عبداله موحد المپیک 1968 مکزیک در کشتی آزاد وزن 70 کیلو
3-حسین توکلی المپیک2000 سیدنی در وزنه برداری
4- بهداد سلیمی المپیک 2012 لندن در وزنه برداری
5- قاسم رضایی المپیک 2012 لندن در کشتی فرنکی
6-حسن یزدانی در کشتی آزاد المپیک 2016
یعنی نزدیک به 50 درصد طلای المپیک ایران را مازندرانی ها کسب کرده اند!
 
تاریخچه 72 ساله کشتی پهلوانی

مسابقات کشتی پهلوانی قهرمانی کشور از سال 1323 شمسی به طور مرتب و همه ساله برگزار می شود.
برپایه این گزارش جابر صادق زاده از مازندران برای سومین بار قهرمان کشتی پهلوانی کشور شد برهمین اساس فرصت را مغتنم شمرده و در این گزارش تاریخچه کشتی پهلوانی کشورمان را از سال 1323 تا 1395 به مدت 72 سال از نظر می گذرانیم :
گفتنی ست مازندرانی ها اولین بار در سال 1354 توسط رضا سوخته سرایی صاحب مدال طلا شدند و سپس نیز در سال شاهرخ صداقتی زاده در سال 1358 و جابر صادق زاده در سال های 1391 / 1394 و 1395 برای 3 بار توانست به این مقام نائل آید و  اوج کار وی کسب مدال طلا در سن 21 سالگی بوده است . با احتساب سه قهرمانی صادق زاده مازندرانی ها در مجموع 5 بار توانستند صاحب بازوبند پهلوانی کشتی کشور شوند .
پهلوان جابر صادق زاده
 
پهلوانان دیار مازندران از آرش کمانگیر تا حسن یزدانی 
پهلوانان صاحب بازوبند پهلوانی ایران:
پهلوان مصطفی طوسی (1323، 1324 و 1325)، پهلوان ضیاءالدین میرقوامی (1326)، پهلوان ابوالقاسم سخدری (1327)، عباس زندی (1328، 1332، 1333 و 1334)، پهلوان احمد وفادار (1329 ،1330 و 1331)، جهان پهلوان غلامرضا تختی (1336، 1337 و 1338)، یعقوب علی شورورزی (1340)، منصور مهدیزاده (1341 و 1344)، رضا سوخته سرایی (1354)، پهلوان باشی علیرضا سلیمانی (1358، 1361، 1362، 1364، 1365 و 1369)، محمدحسن محبی (1363 و 1367)، محمدرضا توپچی (1366 و 1368)، مجید انصاری (1370)، ایوب بنی نصرت (1371 و 1372)، محمود میران (1373تا 1376)، حمید قشنگ (1377، 1378 و 1381)، محمود محمدی (1379)، امین رشید لمیر (1380 و 1387)، عبدالرضا کارگر (1382 و 1383)، شاهرخ صداقتی زاده (1385)، فردین معصومی (1386)، آرش مردانی (1388 و 1389 و 1390)، پهلوان جابر صادق زاده (1391)، احمد میرزاپور (1392) پرویز هادی (1393)
و پهلوان جابر صادق زاده 94 و 95 .
 
معرفی قهرمانان و دلیران ایران و مازندران
آرش كمانگير مازندرانی
در زمان پادشاهی منوچهر پیشدادی، در جنگی با توران، افراسیاب سپاهیان ایران را در مازندران محاصره می کند. سرانجام منوچهر پیشنهاد صلح می‌دهد و تورانیان پیشنهاد آشتی را می‌پذیرند و قرار بر این می‌گذارند که کمانداری ایرانی برفراز البرزکوه تیری بیاندازد که تیر به هر کجا نشست آنجا مرز ایران و توران باشد. آرش از پهلوانان ایران داوطلب این کار می‌شود. به فراز دماوند می‌رود و تیر را پرتاب می‌کند. تیر از صبح تا غروب حرکت کرده و در کنار رود جیحون یا آمودریا بر درخت گردویی فرود می آید. و آنجا مرز ایران و توران می‌شود.
 
پس از این تیراندازی آرش از خستگی می‌میرد. آرش هستی‌اش را بر پای تیر می‌ریزد؛ پیکرش پاره پاره شده و در خاک ایران پخش می‌شود و جانش در تیر دمیده می‌شود. مطابق با برخی روایت ها اسفندارمذ تیر و کمانی را به آرش داده بود و گفته بود که این تیر خیلی دور می رود ولی هر کسی که از آن استفاده کند، خواهد مرد. با این وجود آرش برای فداکاری حاضر شد که از آن تیر و کمان استفاده کند.
پهلوان آرش كمانگير مازندرانی
 پهلوانان دیار مازندران از آرش کمانگیر تا حسن یزدانی
بسیاری آرش را از نمونه‌های بی‌همتا در اسطوره‌های‌ جهان دانسته‌اند؛ وی نماد جانفشانی در راه میهن است.
 
مازیار
«مازيار» پسر کارن(قارن) و نوه ونداد هرمزد از اسپهبدان تبرستان بود. صادق هدايت مينويسد: اسپهبدان تبرستان در ناحيه کوهستانی خويش مستقل بودند و تا نيمه دوم قرن دوم هجری سکه های ايشان هنوز با خط و علامت پهلوی زده ميشد و مردمانش همه به دين نيکان خويش يعنی کيش زرتشتی باقی بودند. در دوره ای که همه ايرانيان برای تملق زبان عربی را آموختند, ونداد هرمزد(پدر بزرگ مازيار) با هارون الرشيد بوسيله مترجم گفتگو کرد و درشتگوييهای او را با دستور حفظ ادب و پاس احترام خويش جواب داد و خلفا از شهرياران ايرانی مازندران هميشه حساب ميبردند

پس از مرگ پدر مازيار(کارن) حکومت طبرستان به دست عمويش افتاد. اما پس از چندی مازيار بر عموی خود غلبه کرده قلمرو حکومت پدر را زير فرمان خويش در آورد. و دلاوری های زیادی در کارنامه وی ثبت شد.  
درباره اهميت قيام مازيار يکی از تئوريسين های ايرانی خلافت يعنی خواجه نظام الملک مينويسد: معتصم را سه فتح آمد که هرسه قدرت اسلام بود, يکی فتح روم, دوم فتح بابک, سوم فتح مازيار گبر بطبرستان.
 
پهلوانان مازندران،از آرش کمانگیر تا مازیار
 
 
دیوان مازندران سرداران ایران!
 
 
شاهنامه و دیوان (گُردان) مازندران  
در جلدهای اول تا سوم (شاهنامه 9 جلدی) از شمال ایران بویژه از مازندران بیش از هر جای دیگر ایران صحبت می شود. بد ندیدم برای آشنایی دیگران، حداقل کسانی که شاهنامه را نخوانده اند به چند مورد از آنها اشاره کنیم  
 
بسیاری از اسطوره ها ، افسانه ها و رویدادهای تاریخی ایران به نحوی با مازندران مرتبط می شوند
از حدود پنج هزار سال پیش ، هرجا که سومریها در سنگ نوشته هایشان و بعدا آشوریان، یونانیان، هخامنشیان به مردم ساکن ساحل دریای مازندران مثل آماردها، کادوسیها، کاسپین ها، دیلمییان و تپورها اشاراتی کرده اند از آنان به عنوان متحد یا متخاصم نام می برند و نه خراج ده و یا مطیع ملل دیگر. خطه ی شمال بارها مورد تجاوز و لشگرکشی قرار می گیرد، اما رشادت، رزمندگی، استقلال طلبی و میهن دوستی شان همیشه داغ حسرت اشغال سرزمینشان را بر دل متجاوزان گذاشته است:  

از آدم تا به اکنون شاه بی مر / کجا بودند شاه هفت کشور  
نه آن کشور به پیروزی گشادند / نه باژ خود به آن کشور نهادند  
(فخرالدین اسعد گرگانی)  
 
عدم امکان تسلط و کنترل خطه شمال توسط حکومت های مرکزی فلات ایران و یا متجاوزان بیگانه سبب ماندگاری و جان سختی سنن، آیین ها و اعتقادات مذهبی آنها در برابر سنن، آیینها و ادیان اقوام دیگر می شد. حتی بعداز اسلام و تسخیر ایران توسط اعراب به گفته بسیاری، از جمله سیریل الگود(تاریخ پزشکی ایران)، پطروشفسکی (اسلام در ایران)، برنارد لوئیس(تاریخ اسماعیلیان)، ارنولد توین بی(تاریخ تمدن)، کسروی و صاق هدایت، تا قرون سوم و چهارم هجری قمری مردم در شمال کماکان به ادیان قدیمی خود پایبند بوده و به زبان قدیم حرف میزدند و می نوشتند. صادق هدایت می نویسد: "در دوره ای که همه ایرانیان برای تملق زبان عربی را آموختند, ونداد هرمزد(پدر بزرگ مازیار) با هارون الرشید بوسیله مترجم گفتگو کرد " . کتیبه ای نیز به خط پهلوی در بنای باستانی برج لاجیم در سوادکوه برجای مانده که مربوط به قرن پنجم هجری قمری می باشد.

در زبانهای هند و اروپایی قدیم کلمه دیو به معنای خدا می باشد. مازندرانی ها در زمان گسترش آیین زرتشتی بنا بر آنچه در بالا گفته شد از پذیرش این آیین سر باز می زدند. در بخشهایی از مازندران مردم پیرو آیین دیو یسنا بودند و در برابر آیین جدید مقاومت می کردند . به همین خاطر مورد خشم و غضب زرتشت واقع شده و او خدا (دیو) و پیروان این آیین را شرور و بدکنش معرفی می کند . بعدها نیز دیو به موجودی هیولایی و پلید اطلاق شد . در فرهنگ عمید یکی از معانی دیو یعنی مردان قوی هیکل و دلاور. در بخشهای دیگر گیلان و مازندران مردم پیرو آیین مهرپرستی (میترائیسم) بودند. بزرگترین آتشکده مهر در شهر بابل قرار داشت و به همین خاطر این شهر باستانی تا چند قرن پیش "ما میتر" و به گویش بومیها "مه میترا" یعنی جایگاه میترای بزرگ نامیده میشد. اعراب آنرا مامطیر می نامیدند.    
مهرپرستان یا آنطور که سومریها به شمالیها می گفتند آفتاب پرستان، نیز در برابر آیین زرتشت مقاومت و سرسختی می کردند. اما با توجه به وسعت گسترش و محبوب بودن مهر در نزد ایرانیان علیرغم مخالفت اولیه زرتشت بسیاری از باورهای مهرپرستی وارد آیین زرتشت شد و خود مهر هم به عنوان یکی از ایزدان پذیرفته شد.
 
مازندران، پایتخت اسطوره ها
 
پهلوانان مازندران
 
شمال ایران همواره پهلوان پرور بوده است و در نوشتارهای تاریخی و اسطوره‌ای هم از پهلوان پروری این مناطق یاد شده است. منطقه کنونی مازندران در اسطوره‌های ایرانی جایگاه قابل توجهی دارد به طوری که به عنوان پایتخت فریدون و منوچهر مطرح است. جالب آنکه پهلوانی و قهرمانی در آن منطقه ریشه تاریخی و اسطوره‌ای دارد و گاه بزرگ‌ترین پهلوانان ایران‌زمین از آن خطه معرفی می‌شدند.
 
در شاهنامه فردوسی از نشستگاه فریدون و پایتخت ایران که در مناطق شمالی کشور کنونی ایران و در استان مازندران کنونی قرار داشته، با نام‌هایی مانند «بیشه تمیشه» و «بیشه نارون» (۱) یاد شده است:
 
    ز آمل گذر سوی تمیشه کرد
 
    نشست اندر آن نامور بیشه کرد (فردوسی، ۱۳۸۶: ج ۱/ ص ۹۲)
 
    ***
 
    سراپرده شاه بیرون زدند
 
    ز تمیشه لشگر به هامون شدند
 
    …
 
    منوچهر با قارن رزم زن
 
    برون آمد از بیشه نارون (همان: ص ۱۳۸)
 
    ***
 
    چُن آمد بنزدیک تمیشه باز
 
    نیا را به دیدار او بُد نیاز
 
    …
 
    ز دریای گیلان چُن ابر سیاه
 
    دُمادُم به ساری رسید آن سپاه (همان: ص ۱۵۴-۱۵۵)
 
در این ابیات مشخص است که تمیشه و نارون معادل یکدیگر می‌باشند و جای‌هایی مانند آمل، ساری، دریای گیلان و… ثابت می‌کند که تمیشه در شمال ایران کنونی جای داشته است. از همین ابیات هم دلاوری پهلوانان و نامداران آن خطه مشخص می‌شود اما خردمند توس در جای دیگر که از گردآوری سپاه توسط رستم یاد می‌کند، اینچنین آورده است:
 
    از ایران و از بیشه نارون
 
    شدند از یلان دو هزار انجمن (فردوسی، ۱۳۸۶: ج ۳/ ص ۳۸۵)
 
در این بیت آشکارا نگاه ویژه‌ای به پهلوانان بیشه نارون داشته است.
 
بر اساس داستان‌ها آرش کمانگیر از همان مناطقی تیر خود را رها کرد که پایتخت ایران در زمان فریدون و منوچهر در آن قرار داشته که همان شمال کشور بوده است. گرچه درباره زادگاه او چند گزینه مطرح است اما یکی از قابل توجه ترین آنها آمل می‌باشد.
 

 هوشنگ و تَخمُورو(= تهمورث)
 
  
چنين مي نمايد كه در ايران باستان چندين روايت درباره نخستين شاه وجود داشته است ،زيرا علاوه برجم دو شخصيت ديگر نيز نخستين شاه ناميده شده اند :هوشنگ و تهمورث. متن ها آن گونه كه به دست ما رسيده اند داراي طرح خاصي از تاريخ و اسطوره هستند وي اين دو نخستين شاه را در اين طرح به صورت نخستين فرمانروايي افسانه اي، يكي پس از ديگري، گنجاندن، گر چه اينان روزگاري از اهميت بيشتري برخوردار بوده اند.
 
هوشنگ در دوران هاي قديم فرمانرواي هفت اقليم بود و بر مردمان و ديوان حكمراني مي كرد؛همه جادو گران و ديوا ن از برابر او گريختند . گمان مي شد كه مَزَنَه(مَزَن) همان مازندران باشد كه مرز جنوبي آن كوه دماوند است .در مازندران ديوان و جادو گر ان بسياري اقامت داشتند كه دو سوم آنان در روي زمين بود و از او و همسرش نژاد ايرانيان به وجود آمد .
 
تهمورث مانند هوشنگ و ديگر مردمان نيك سيرت ،ديوان را شكست داد. به بت پرستان و مردان و زنان جادوگر تاخت و حرمت راستين آفريدگار را رواج داد و گويند كه در نبرد با شر ،اهريمن را به شكل اسبي در آورد و به مدت سي سال سواربر او گرد جهان گشت .
 
برگرفته از شناخت اساطیر ایران (جان هینلز)

ابوریحان بیرونی درباره داستان آرش می‌نویسد:
 
    افراسیاب چون به کشور ایران غلبه کرد و منوچهر را در طبرستان در محاصره گرفت، منوچهر از افراسیاب خواهش کرد که از کشور ایران به اندازه پرتاب یک تیر در خود به او بدهد…. [آرش کمانگیر] برهنه شد و گفت ای پادشاه و ای مردم بدن مرا ببینید که از هر زخمی و جراحتی و علتی سالم است و من یقین دارم که چون با این کمان این تیر را بیندازم پاره پاره خواهم شد و خود را تلف خواهم نمود ولی من خود را فدای شما کردم … به قوت و نیرویی که خداوند به او داده بود کمان را تا بنا گوش خود کشید و خود پاره پاره شد و خداوند باد را امر کرد که تیر او را از کوه رویان بردارد و با قصای خراسان که میان فرغانه و طبرستان است پرتاب کند (بیرونی، ١٣٢١: ص ۲۴۹).
 
بعد از اسلام هم نواحی شمالی ایران به پهلوانی و دلاوری شهره بودند و رویدادهای مهمی را رقم زدند.
 
پانویس:
 
۱- به نظر می رسد مرکز آن ناحیه‌ای در اطراف نور و رویان کنونی بوده است. به گفته ابن اسفندیار و ظهیر الدین مرعشی، نام مازندران بعدها (در دوران بعد از اسلام) بر روی این ناحیه آمده است (ن.ک: ابن اسفندیار، بهاءالدین‌ محمد بن‌ حسن‌. تاریخ طبرستان. تهران: کلاله خاور، ١٣٢٠. ج ١، ص ۵۶؛ مرعشی، میر سید ظهیر الدین بن سید نصرالدین. تاریخ طبرستان و رویان و مازندران. تهران: موسسه مطبوعاتی شرق، ١٣۴۵. ص صد و دوازده) کما اینکه در شاهنامه هم از مناطق شمالی ایران با نام تمیشه یا نارون از آن یاد شده است.
 
 
بن‌مایه‌ها و یاری‌نامه‌ها:
 
– دهقان، اشکان . پایگاه خردگان.
 
– بیرونی، ابوریحان محمد بن احمد (١٣٢١). آثارالباقیه عن القرون الخالیه. ترجمه اکبر داناسرشت. تهران: امیر کبیر.
 
– فردوسی، ابوالقاسم (۱۳۸۶). شاهنامه. تصحیح جلال خالقی مطلق. تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی.

 

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۶
شهاب
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۰۶ - ۱۳۹۵/۱۰/۱۸
مرسی تابناک متن فوق العادهد ای بود
آرش
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۰۷ - ۱۳۹۵/۱۰/۱۸
زیبا بود من واقعا نمیدونستم آرش كمانگير مازندرانی بود
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۳۰ - ۱۳۹۵/۱۰/۱۸
بنا بر رواینی آرش کمانگیر از منطقه رویان قدیم بوده که این منطقه از نور تا حدود تنکابن را شامل می شد.
نوبری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۴۰ - ۱۳۹۵/۱۰/۱۸
مازندران همیشه مهد پهلوانان و بزرگان زیادی بوده است ولی متاسفانه مظلوم ماند / تشکر از مقاله خوبتان
عباس پور
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۴۲ - ۱۳۹۵/۱۰/۱۸
استان مازندران افتخار ایرانیان است
حسین
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۰۶ - ۱۳۹۵/۱۰/۱۹
مازندران طبق آمار با سوادترین استان کشور و قطب علم و سیاست و ورزش کشوره آرش بر طبق نوشته از اهالی منطقه آمارد یا همون آمل بود
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار